close

شجره نسب سادات

This post is also available in: English اردو

نسب خاندان سید (شجره نسب)، معرفی اجمالی از نوادگان محمد (ص)، سادات حسنی (طباطبایی، گیلانی، مدرسی،…) سادات حسینی (عابدی، زیدی، رضوی، نقوی، موسوی،…)

شجره نسب سادات


شجره نسب سادات یکی از قدیمی ترین ، مورد وثوق ترین و گسترده ترین (به لحاظ جمعیتی و جغرافیایی) در جهان است. شجره نسب سادات از طریق حضرت فاطمه زهرا (س) به پیامیراسلام ، و از آن حضرت به ابراهیم (ع) و آدم (ع) میرسد.
اعراب از پیش از اسلام نیز نسبت به اصل و نسب حساسیت ویژه ای داشتند ، پس از اسلام نیز بدلیل عقیدت و احترامی که مسلمانان برای خاندان پیامبر قائل بودند ، سادات را گرامی می داشتند.
این عقیده و احترام برای اولاد پیامبر در بین ایرانیان که عاشق اهل بیت بوده اند، شدت بیشتری دارد.

Dear Users

Due to some Technical Problems the Family trees can only viewed on desktop  or Laptop (cannot be viewed on Mobile phones)

We are deeply Sorry for the Inconvenience

سید/سید (به عربی: سیّد ، مونث: (سیّدة) ، جمع عربی: (سادة) ؛ اسم: (سیادة)) یک عنوان افتخاری عربی است که نشان دهنده فرزندان حضرت محمد (ص) است. با این حال ، به صورت اخص این عنوان به نسل حضرت فاطمه (س) و امام علی (ع) پیوند می خورد و مشهورترین شاخه های سید کسانی هستند که نسب آنها به یکی از امامان می رسد. شاخه های متعددی از #درخت_خانواده_خانواده وجود دارد.

Family tree    شجره نسب سادات

شجره نامه ها در mynasab.com به صورت منطقی / گرافیکی ارائه شده است تا برای همه قابل استفاده باشد، موضوعات خاصی که نیاز به توضیح دارد به مرور اضافه می شود.

اگر اطلاعات جدیدی در مورد هر یک از افراد در شجره نامه دارید، برای ما ارسال کنید تا به نام شما استفاده کنیم.

 Husseini Sadat Main branches

شاخه های اصلی سادات حسینی

آل سجاد (عابدی /سجادی /زیدی)


علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب، مشهور به امام سجاد و زین العابدین (۳۸– ۹۵ق)، چهارمین امام شیعیان. مدت امامت وی ۳۴ سال بود. امام سجاد(ع) در واقعه کربلا حضور داشت؛ ولی به علت بیماری، در جنگ شرکت نکرد. لشکر عمر بن سعد پس از شهادت امام حسین(ع) او را همراه اسیران کربلا به کوفه و شام بردند. خطبه امام سجاد در شام باعث آگاهی مردم از جایگاه اهل بیت شد.

فرزندان


در منابع تاریخی تعداد فرزندان امام سجاد (ع) پانزده نفر شمرده شده است که یازده نفر از آنها پسر و چهار نفر از آنها دختر بوده اند. به گفته شیخ مفید، نام همسران و فرزندانش این بود:

امام محمد باقر (ع) که مادرش ام عبدالله (دختر امام حسن) بود.
عبدالله الباهر
الحسن
الحسین الاکبر
زید شهید
عمر الاشرف
حسین الاصغر
عبدالرحمن
علی اصغر: کوچکترین فرزند امام سجاد(ع) بود.
آل محمد اصغر: مادرش کنیز بود

سادات عابدی

سادات عابدی زیدی

زیدی سادات
نام خانوادگی “زیدی” از نوادگان پیامبر اکرم (ص) است. نام خانوادگی الزیدی با زید بن علی ، پسر “زین العابدین (ع)” شروع می شود. بنابراین همه کسانی که نسب آنها به زید بن علی (ع) ، نوه بزرگ ، حضرت محمد (ص) بر می گردد ، به “زیدی” معروف هستند.

زید بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب


“زید” متعلق به سادات بنی هاشم و یکی از بزرگان آنها از نظر فضل و فهیم بود و به دلیل علم ، زهد ، تقوا ، شجاعت ، دین داری و وقار او ستایش شد.

فرزندان


یحیی بن زید ، عیسی بن زید (موتم الاشبال) ، حسین ذی  الدمعه  و محمد بن زید

سادات زیدی

شجره سادات زید شهید فرزند امام زین العابدین

سادات جعفری نوادگان امام جعفر صادق هستند، به جز فرزندان امام موسی کاظم که سادات موسوی یا کاظمی  نامیده می شوند و اسماعیل که بعضا سادات اسماعیلی نامیده شود، بقیه را می توان سادات جعفری نامید.

Imam Ja’far al-Sadiq

امام جعفر صادق (ع) ششمین امام شیعه و پسر امام محمدباقیر (ع) است که در سال ۱۴۸/۶۸۸ با مسمومیت به شهادت رسید.
امام جعفر صادق (ص) در سال ۸۳/۶۶۲ در مدینه به دنیا آمد و در دوران امامت خود، مذهب شیعه و دین حضرت محمد (ص) را احیا کرد. پدرش امام محمدباقر و مادرش ام فروه دختر قاسم پسر محمد بن ابوبکر بود.

فرزندان امام صادق (ع)


بر اساس بیشتر منابع، او هفت پسر و سه دختر داشت. امام موسی الکاظم (ع)، امام هفتم شیعه، از فرزندان این امام بزرگ است که نام مادرش حمیده دختر سعید یا صالح است.

اسماعيل، عبد الله، ام فروه، که مادر اين سه نفر فاطمه دختر حسين بن علي السجاد بود،
موسی، اسحاق، محمد که مادرشان حمیده بربریه نام داشت،
و عباس، علی، اسما، فاطمه

شجره سادات جعفری

اولاد امام جعفر صادق

موسی بن جعفر (۱۲۷ یا ۱۲۸-۱۸۳ق) معروف به امام موسی کاظم و ملقب به کاظم و باب الحوائج هفتمین امام شیعیان دوازده امامی است. وی در سال ۱۲۸ قمری، همزمان با شروع قیام ابومسلم خراسانی، داعی بنی‌عباس علیه امویان به‌دنیا آمد و در سال ۱۴۸ق پس از شهادت پدرش، امام صادق(ع)، به امامت رسید. دوران ۳۵ ساله امامت او با خلافت منصور، هادی، مهدی و هارون عباسی همزمان بود. ایشان چندین بار توسط مهدی و هارون عباسی زندانی شد و در ۱۸۳ق در زندان سندی بن شاهک به شهادت رسید. پس از وی، امامت به فرزندش علی بن موسی(ع) منتقل شد.

سادات کاظمی

شجره سادات موسوی کاظمی

شجره سادات رضوی / نقوی

رضوی / نقوی شجره نامه īعلی ب. موسی (الف) علی ب. Mūsā (a) (عربی: علي بن موسی) (ز. 148/765 – درگذشت 203/818) هشتمین امام شیعه اثنی عشری ؛ مشهورترین عنوان وی الریا (عربی: الرضا) بود. امام رضا (ع) در مدینه متولد شد و پس از 20 سال امامت در 55 سالگی در توس به شهادت رسید. مأمون عباسی امام رضا (ع) را به خراسان آورد علی رغم وصیت امام او را ولیعهد کرد. جلسات مناظره مأمون عباسی بین امام رضا (ع) و شخصیت های دیگر ادیان و مذاهب مشهور است. حرم مطهر امام در مشهد واقع شده است و سالانه میلیون ها مسلمان از کشورهای مختلف از آن دیدن می کنند.

آل رضا / سادات تقوی

 Hasani Sadat Main branches

اولاد امام حســــن مجتبـــی ع

شجره سادات حسنی

شجره نامه سادات حسنی سادات حسنی یا بنی الحسن شاخه ای از سادات است که به امام حسن مجتبی (ع) نسبت داده می شود. این شاخه از سادات در طول تاریخ اسلام جنبش های سیاسی و اجتماعی زیادی داشته است. و همچنین قیام در قرون دوم و سوم. آنها چندین دولت را در مناطق مختلف کشورهای اسلامی تأسیس کردند که برخی از آنها هنوز وجود دارد. سادات طباطبایی ، مدرس ، حکیم ، گیلانی … از زیرمجموعه های سادات حسنی هستند. از امام حسن مجتبی (ع)  هشت پسر یاد می شود که شش فرزند آنها در تاریخ به هیچ عنوان نامگذاری نشده است. آنها در جوانی مردند ؛ و ابوبکر ، قاسم و عبدالله (اصغر) که همگی در نوجوانی در کربلا به شهادت رسیدند. بنابراین ، نسل آن حضرت فقط از فرزندان حسن مثنی و زید بن حسن باقی ماندند.

سادات حسنی

Sadat Hassani family tee

شجره سادات گیلانی

شجره نامه گیلانی سادات ابومحمد عبدالقادر گیلانی (471-561 ق / 1078-1116 م) ، ملقب به محی الدین ، عارف ، صوفی و شاعر ایرانی قرن پنجم و ششم قمری. عبدالقادر گیلانی (یا جیلی) یکی از عرفای مشهور در تاریخ اسلام و یکی از شیوخ معروف صوفی است که یکی از مهمترین فرقه های صوفیانه جهان اسلام یعنی فرقه قادیریه به او نسبت داده می شود.

شجره سادات گیلانی

عبدالقادر گیلانی

در  باره سید و سادات

نسب شناسی سید و سادات


شخصی که شجره و نسبش به پیامبر اکرم (ص) برسد را سید (اولاد پیامبر) می خوانند. و از آنجایی که حضرت فاطمه زهرا (س) تنها فرزند پیامبر اسلام بود ، سادات از طریق حضرت فاطمه (س) پیامبر می رسند. بسیاری از سیدها (سادات) دارای یک شجره نامه مکتوب به نام “شجر نامه” هستند. روش هایی را برای اثبات سیادت افراد ذکر می کنند ، از جمله شجره نامه و شهرت افراد به سید بودن که مثلا پدر و جد فلان شخص سید بوده اند.

اصالت سادات

بنی هاشم از قبیله قریش بودند و در مکه زندگی می کردند و در میان اعراب به بزرگواری و نجابت معروف بودند. بنی هاشم منسوب به هاشم (عمرو) ابن عبد مناف بن قصی بن كالب است. محمد بن عبدالله ، پیامبر (ص) اسلام از این قبیله بود. بنی هاشم در زمان ظهور اسلام از پیامبر اکرم (ص) حمایت کرد. به ویژه در زمان رهبری ابوطالب.

زیر شاخه های سادات

سادات در لغت به معنای بزرگان است و طبق تعریف فقهی ، لقبی است برای کسانی که نسب آنها به هاشم بن عبدالمناف (جد محمد (ص)) می رسد. در عرف مردم ، سادات بیشتر با نسل حضرت زهرا (س) و امام علی (ع) ارتباط دارند. معروفترین شاخه های سادات از نسل خود به امامان شیعه می رسند.

سادات شاخه های مختلفی دارد که اصلی ترین و مهمترین آنها هاشمی ، محمدی ؛ حسنی (حسنی ، گیلانی ، طباطبایی ، هاشمی) ؛ حسینی ، (شعب زیدی ، موسوی ، کاظمی ، رضوی ، نقوی ، فرعی مانند گردیزی سادات).

توزیع جغرافیایی جمعیت  سادات

در دوره تاریخی بنی امیه و دوره عباسیان تا پایان خلافت متوکل ، به دلیل ستم بر سادات ، برخی از آنها حاکمیت خود را پنهان کردند یا مجبور به مهاجرت به نقاط دورتر شدند. …..

ایران ، آسیای میانه ، یمن ، سوریه و شمال آفریقا و بسیاری از شبه قاره هند از جمله مناطقی هستند که سادات در طول قرن ها متوقف کرده است.

از میان مسلمانانی که در طول تاریخ و سیر تحولات سیاسی ـ نظامی مسلمانان شبه قاره به هند مهاجرت کردند، از سادات (خانواده های سید) مهم ترین و قابل احترام ترین آنها یاد کرد.
سادات (خانواده های سیدی) با تأثیر کلام و شخصیت و منش معنوی خود باعث شدند که مردم و جوامع محلی به اعتقادات آنها بپذیرند و برای آنها ارزش قائل شوند. سادات با توجه به موقعیت اجتماعی و مذهبی خود در جهان اسلام موفق به ترویج اسلام در شبه قاره شدند.
سادات (خانواده های سید) بیشتر به صورت قبیله ای به شبه قاره آمدند و از آنجایی که اکثراً جنگجو و سردار بودند توانستند جایگاه ویژه ای در ارکان قدرت شبه قاره پیدا کنند و همیشه در تقویت نقش حیاتی داشتند. یا از بین بردن پادشاهی های این منطقه.
با ایفای نقش در مسائل اجتماعی جامعه هند و شرکت در رقابت های سیاسی؛ سادات (خانواده های سید) موقعیت خود را نزد حاکمان و مردم مستحکم کردند.

ما شجره خانوادگی ارسالی از سوی سادات گرامی و همچنین متن های موجود در مورد شجره نسب را جمع آوری کردیم. آنها توسط کارشناسان ما بررسی شده و پس از ارزیابی در سایت بارگذاری شده اند …

ما در حال تدوین و ساخت یک شجره نامه کامل و جامع سادات هستیم. حتی جزئی ترین اطلاعات برای تشکیل یک پایگاه داده و در نهایت شجره نامه ارزشمند است.

لطفاً  فرم را پر کرده و اطلاعات شجره خود را که در اختیار دارید ، به اشتراک بگذارید و بخشی از حرکت باشید ، تا پایگاه اطلاعاتی معتبر و قابل اعتماد سادات را تشکیل دهید.

FAQ

سادات یا سید چه کسانی هستند؟

در عرف کنونی مردم، به کسانی که نسلشان به یکی از ائمه معصومین(ع) می‌رسد که در نهایت به حضرت زهرا(س) و پیامبر(ص) منتهی می‌شود «سیّد» گفته می‌شود. این اصطلاح در منطقه حجاز به نام «شریف» و جمع آن «شرفاء» به کار می‌رفته است. این شرافت که به واسطه نسبت با اهل بیت به دست آمده، امر غیر اکتسابی است که برخی احکام فقهی مانند مجاز نبودن دریافت زکات از غیر سیّد را دارد. اما عنوان «بنی‌هاشم» به فرزندان هاشم اطلاق می‌شود که در مقابل آن فرزندان برادر او «امیه» قرار دارند. جایگاه فرزندان هاشم، به شرافت و بزرگی هاشم برمی‌گردد. این امر نیز برای فرزندان او امری غیر اکتسابی است و احکام خاصی همچون امکان پرداخت خمس به این افراد برای خود دارند. از این رو می‌توان سرمنشأ این سیادت که از هاشم شروع شده، امر الهی دانست که عامل آن، ویژگی‌های فردی شخص هاشم بوده است.[1]
با تمام آنچه گفته شد، نباید تصور کرد که نه بنو هاشم و نه در محدوده کوچک‌تر فرزندان پیامبر(ص)، دارای کرامتی ذاتی شده‌اند که هر خصلت ناپسندی نیز نخواهد توانست تا آن را لکه‌دار کند، زیرا تمام انسان‌ها گرچه به تصریح قرآن، از نوعی کرامت برخوردارند، اما باید در صحنه امتحان الهی پیروز شوند تا کرامتشان محفوظ باشد.

[1]. نک: اسلام‌پدیا، مدخل سادات و ذریه پیامبر(ص) .

سیادت از حضرت زهرا (س) به ائمه(ع) رسیده است و ایشان نیز زن هستند پس چرا سیادت از زنان منتقل نمی شود؟

تردیدی وجود ندارد که تمامی فرزندان حضرت فاطمه زهرا (س)، فرزندان پیامبر اسلام (ص) هستند، ولی باید توجه داشت که بین عنوان فرزند رسول خدا بودن و عنوان سید و هاشمی بودن فرق است، هر کس که نسبتش به فاطمه زهرا سلام الله علیها مى‏رسد، از نسل پیامبر اسلام (ص) است ولی جزو سادات نیست؛ زیرا سید و هاشمی بودن عنوانی است که بر کسی که فقط از طریق پدر به هاشم منتسب باشد، صدق می کند. و البته احکام و آثار فقهی مختص به فرزندانی است که از طرف پدر به هاشم انتساب داشته باشند.

 

امام حسن (ع) و امام حسین (ع) همانگونه که به پیامبر از طریق حضرت فاطمه منتسب هستند همچنین از طریق پدر یعنی حضرت علی (ع) به هاشم منتسب هستند.

دلیل احترام به سادات چیست؟ آیا در دنیا و آخرت فرقی بین سادات با غیر سادات است؟

سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بوده و در اصطلاح، فارسى زبانان و شیعه، به کسانى گفته می شود که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (س) به رسول خدا (ص) منتهى می شوند؛ همچنین به  سائر علویّینی که به واسطه عبّاس بن علی(ع) یا محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (ع) مى‏رسد و کسانى که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مى‏رسد، احتراماً سید گفته مى‏شود.

 

دلیل اصلی احترام به سادات، آیه شریفه مودّت است چرا که دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است. همچنین در روایات در این رابطه ، سفارشاتی شده است،

 

البته این احترام یک امر طبیعی است و نشانه محبت به پیامبر است یعنی اگر کسی شخصی را دوست داشته باشد منتسبین به او را هم دوست خواهد داشت و مورد احترام قرار می دهد، و همین یعنی احترام  و یاد پیامبر اسلام و گرامی داشت اهداف آن حضرت.

 

گفتنی است سادات گرچه به جهت انتساب به پیامبر (ص) از احترام خاصی برخوردارند اما در تکالیف و احکام شرعیّه همه امّت پیامبر اکرم (ص) مساوی مى ‏باشند و سادات، بر غیر سادات امتیازى ندارند.

 

پاسخ تفصیلی

سیّد در لغت به معنی «آقا»،«بزرگوار»،«رئیس» بوده[1] و در اصطلاح، سیّد از القابی است که در عرف فارسى زبانان و شیعه، به کسانى که نسبشان به واسطه حضرت فاطمه زهرا (س) به رسول خدا (ص) منتهى مى‏شود، اطلاق می شود.

 

اما به علویّینی که به واسطه حضرت عبّاس یا جناب محمّد حنفیّه نسبشان به حضرت امام علی (ع) مى‏رسد و همچنین هاشمیّ هایی که نسبشان به جناب جعفر طیّار و عقیل مى‏رسد، نیز احتراماً سیّد گفته می شود.[2]

 

احترام به سادات از منظر آیات و روایات:

 

اسلام دینی است که به همه انسان ها حتی غیر مسلمانان احترام می گذارد، اما برای مسلمانان و مؤمنان احترام بیشتری قائل است و در میان مؤمنان، احترام به منسوبین به پیامبر اکرم (ص) و فرزندان حضرت زهرا (س) را سفارش و تأکید کرده است.

 

آیه شریفه مودّت «… بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏کنم جز دوست ‏داشتن نزدیکانم [اهل بیتم‏]…».[3]  را می توان یکی از دلائل این احترام دانست.

 

ریشه اصلی احترام به سادات، آیه شریفه مودّت است که  در مرتبه اول و به طور مستقیم، اهل بیت و عترت پیامبر اکرم (ص) را شامل شده و سادات را  که فرزندان با واسطه حضرت زهرا (س) بوده و نسب آنان به یکی از ائمه اطهار (ع) می رسد، نیز شامل می شود.

 

در این آیه خدای تعالی به پیامبر (ص) امر می کند که به  مردم بگوید که با خویشاوندان وی دوستی و مودت نمایند، که این دوستی و محبت، خود، مصداقی از احترام است.

 

همچنین در روایات، سفارشات فراوانی به احترام و اکرام به سادات شده است، که در این جا، به برخی اشاره می شود:

 

1. پیامبر اکرم (ص) فرمود:«چهار دسته را روز قیامت شفاعت کنم، هر چند با گناه اهل دنیا به صحرای محشر حاضر شوند: آن که اولاد مرا یاری کند. آن که از اموالش به اولاد تنگدستم کمک کند. کسی که با زبان و قلب، آنان را دوست بدارد و آن که تلاش کند در انجام حوائج و نیازهای افرادی از ذریه ام که تبعید شده و یا رانده شده اند».[4]

 

2. پیامبر اکرم (ص):« اکرام کنید خوبان ذریه مرا از براى خدا و بدان ایشان را براى من».[5]

 

3. امام صادق (ع) فرمود:«هر گاه روز قیامت شود منادى فریاد می زند که، اى گروه مردمان! خاموش باشید که همانا محمّد (ص) سخن می گوید. مردم خاموش می شوند؛ پیامبر حرکت مى‏ کند و می فرماید: اى گروه مردمان! هر کس براى او در پیش من دستى و منّتى و نیکى هست باید حرکت کند تا جبران کنم. می گویند چه دست و چه منّت و چه نیکى است براى ما بلکه تمام این ها براى خدا و رسولش بر تمام مردمان است. می فرماید: هر کس یکى از فرزندان مرا پناه داده، نیکى به او کرده، او را از برهنگى پوشیده، او را گرسنه بوده، سیر کرده باید حرکت کند تا جبران کنم. پس بلند می شوند مردمى که این کردار را انجام داده‏اند. پس ندا از پیشگاه خداى جلّ و علا می رسد که، اى محمّد! حبیب من! پاداش آنان را به تو واگذار کردم در هر کجاى بهشت که می خواهى آنان را جاى ده. پس آنان را در وسیله جا می دهد مکانى که محمّد و آل محمّد را مى‏بینند».[6]

 

گفتنی است این احترام یک امر طبیعی است و نشانه محبت به پیامبر است یعنی اگر کسی شخصی را دوست داشته باشد منتسبین به او را هم دوست خواهد داشت و مورد احترام قرار می دهد، و همین یعنی احترام و یاد پیامبر اسلام و گرامی داشت اهداف آن حضرت.

 

سادات و غیر سادات در دنیا و آخرت:

 

گرچه سادات به دلیل انتساب به پیامبر اکرم دارای احترام و یژه ای هستند اما:

 

1.در انجام  تکالیف و وظایف شرعیّ و اخلاقی همه امّت پیامبر اکرم (ص) مساوی مى ‏باشند و سادات، بر غیر سادات امتیازى ندارند و هیچ کس از انجام تکالیف الهی، معاف نیست. تمامی انسان ها چه سادات و چه غیر سادات در تمامی لحظات مورد آزمایش و امتحان خداوند متعال بوده و هر بنده ای دارای پرونده ای است که در روز جزا مورد محاسبه قرار می گیرد . [7]

 

2. سادات به واسطه شرف انتساب به پیامبر (ص)، مسئولیّت بیشترى دارند که رعایت احکام و تکالیف را نسبت به آنها موکّدتر مى‏نماید.[8]

 

 


[1] . قرشى، سید على اکبر،قاموس قرآن، ج3، ص 350، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1371ش؛ طریحى، فخر الدین،‏ مجمع البحرین، ج3، ص 71،کتابفروشی مرتضوی،تهران، چاپ سوم، 1375ش؛ فرهنگ ابجدی عربی –فارسی، ص 507.

[2] . خامنه ای،سید علی، اجوبة الاستفتائات، ص 216- 217؛گلپایگانی، سید محمد رضا، مجمع المسائل، ج1، ص 392، دارالقرآن الکریم، قم، چاپ هشتم، 1409ق.

[3] . شوری، 23.

[4] . ثقة الاسلام کلینی،الکافی، ج4، ص 60، دارالکتب الاسلامیة، تهران، 1365ش.

[5] . ثقفى تهرانى، محمد،تفسیر روان جاوید، ج1، ص 52، انتشارات برهان‏، تهران، چاپ سوم، 1398ق.

[6] . وسائل الشیعه، ج 16، ص 333.

[7] . مجمع المسائل، ج1، ص 393.

[8] . مجمع المسائل، ج1، ص 393.

چرا درگیری‌هایی میان ساداتی که از نسل امام حسن(ع) بودند با امامان از نسل امام حسین(ع) وجود داشت؟

امام حسن مجتبی(ع) دارای پانزده فرزند بودند[1] و سادات حسنی، شاخه‌ای از سادات هستند که نسب آنها به حضرتشان می‌رسد، و در سده‌های اول اسلامی، تحرکات سیاسی و اجتماعی فراوانی داشته و قیام‌هایی از سوی آنها شکل گرفته است.
ابتدا باید گفت که بسیاری از سادات جلیل القدر حسنی، پیروی کامل از امامان معصوم(ع) داشتند که «عبد العظیم حسنی» راوی معروف و عظیم الشأن را می‌توان یکی از نمونه‌های برجسته آنان دانست. بر این اساس نباید این‌گونه تصور کرد که تمام سادات حسنی در برابر سادات حسینی و در رأس آنان امامان معصوم(ع) جبهه‌گیری کرده بودند.
با این وجود، برخی از سادات حسنی اگرچه به صورت مستقیم وارد درگیری و نبرد با ائمه نمی‌شدند، اما با دلایل و انگیزه‌های مختلف، دست به رفتارهایی می‌زدند که یا نوعی مخالفت با امامان ارزیابی شده و یا آن‌که دست کم هم‌خوان با رویکردهای آن بزرگواران نبود. اکنون در ذیل به بررسی مختصر رفتار چند تن از این سادات حسنی می‌پردازیم:
زید بن الحسن
او از بزرگان سادات حسنی بود که نه ادعای امامت کرده و نه هیچ‌کس او را امام می‌دانست؛ او چون در مناسبات خویش با بنی‌امیه رویکردی تقیه‌آمیز داشت و حتی از طرف آنها مسئولیت‌هایی را نیز می‌پذیرفت، در طایفه زیدیه نیز طرفداری نداشت. [2] ولی امام صادق(ع) به ماجرایی اشاره کرد که او با امام باقر(ع) گفت‌وگویی داشت که نشان از نوعی اختلاف میان آن دو بود. او می‌گفت من از فرزندان حسنم و از شما به میراث پیامبر(ص) سزاوارتر! من از نژاد فرزند بزرگ‌تر هستم و باید میراث پیامبر(ص) را با من تقسیم کنى و سهم مرا بدهى! بعد از آن‌که پدرم سخن او را نپذیرفت، او از پدرم به قاضی شکایت کرد… .[3]
محمد بن عبدالله محض
محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن(ع) یا «نفس زکیّه»‏[4] خود را برتر از امام صادق(ع) می‌دانست تا آن‌جا که خطاب به حضرتشان گفت: «به خداوند سوگند من از تو دانا‌تر و شجاع‌تر و سخی‌تر هستم‏…»؛ امام(ع) ادعای او را رد کرده و خبر داد که او کشته خواهد شد.[5]
زمانی که ولید -خلیفه اموی- به هلاکت رسید، گروهی از مردم نزد امام صادق(ع) آمده و حضرتشان را به قیامی تحت فرماندهی محمد بن عبدالله دعوت کردند؛ اما امام(ع) با پرسش‌هایی از آنان، باطل بودن راه و روش و هدف آنها را آشکار کرد و آنها را از چنین قیامی بازداشت. سپس به این روایت پیامبر(ص) اشاره کرد که فرمود: «هر که بر مردم شمشیر کشیده و آنها را به سوى خود بخواند، در حالی‌که میان مسلمانان داناتر از او باشد، یک چنین فردى گمراه و زورگو است» اشاره کرد.[6]
امام صادق(ع) به دلایلی با قیام محمد بن عبدالله موافق نبود:
الف. اشتباه او در اهدافش.
ب. پیش‌بینی شکست قیام او به دلیل اخبار غیبی: «در کتاب علی(ع) نام او را از فرمانروایان این امت نیافتم».[7]
ج. ادعای دروغین مهدویت توسط او.[8]
د. سوء استفاده عباسیان از او برای تحکیم قدرت.
در همین راستا بود که امام  ششم به عبدالله -پدر محمد-  گفت: «خلافت به تو و پسرت نمی‌رسد، بلکه نصیب سفاح و بعد از او منصور خواهد شد و آنها پسرت را در منطقه احجار الزیت می‌کشند».[9]
حسن بن زید
او فرمانروای حرمین شرفین بود که توسط منصور عباسی منصوب شده بود. علاقه و کشش او به سمت بنی‌عباس سبب ایجاد اختلاف بین او و دیگر سادات – حتی سادات حسنی – شده بود. کمک او به عباسیان در دست‌یابی به اطلاعات سادات حسینی و حسنی و آتش زدن خانه امام صادق(ع) در کارنامه او دیده می‌شود.[10]
حسین بن علی صاحب فخّ
حسین بن على بن حسن معروف به شهید فخ[11] از بزرگان سادات حسنی است. او امام کاظم(ع) را به پیروی از خود دعوت کرد که مورد پذیرش حضرتشان قرار نگرفت.[12] البته بر اساس برخی روایات، قیام او با اجازه و مشورت امام کاظم(ع) بود.[13] شاید به همین دلیل بود که بعد از کشته شدن حسین، موسى بن مهدى که خلیفه وقت عبّاسى بود اظهار داشت که: سوگند به خدا که او جز با دستور موسی بن جعفر(ع) قیام نکرده است …  خدا مرا بکشد، اگر او را نکشم![14]
با توجه به این موضوع و همچنین پیش‌بینی امام صادق(ع) در مورد شهادت آنان[15] به نظر می‌رسد که هرچند امام کاظم(ع) رسماً قیام او را تأیید نکردند، اما در واقع اختلافی میان حضرتشان و شهید فخ نبود.
محمد بن ابراهیم بن اسماعیل
او از ائمه زیدیه است که در کوفه بر علیه عباسیان قیام کرده بود،[16] اما به دلیل آن‌که ادعای مهدویت می‌کرد، قیامش با مخالفت امام رضا(ع) روبرو شد.[17]

[1]. مفید، محمد بن محمد، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج ‏2، ص 20، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413ق.
[2]. همان، ج‏ 2، ص 22-23.
[3]. قطب الدین راوندى، سعید بن هبة الله، الخرائج و الجرائح‏، ج‏ 2، ص 600، قم، مؤسسه امام مهدى(ع)، چاپ اول، 1409ق.
[5]. طبرسى، فضل بن حسن‏، إعلام الورى بأعلام الهدى‏، ص 280، تهران، ‏اسلامیه‏، چاپ سوم، 1390ق‏.
[6]. طبرسى، احمد بن على‏، الإحتجاج على أهل اللجاج، محقق، خرسان، محمد باقر، ج‏ 2، ص 362- 364، مشهد، نشر مرتضى‏، چاپ اول، 1403ق‏.
[7]. صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد(ص)، محقق، کوچه باغى، محسن‏، ج‏ 1، ص 168، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی‏، چاپ دوم، 1404ق.
[8]. ابن شهر آشوب مازندرانى، محمد بن على‏، مناقب آل أبی‌طالب(ع)، ج 4، ص 228، قم، علامه‏، چاپ اول، 1379ق‏.
[9]. همان، ج ‏4، ص 228
[10]. کافی، ج ‏1، ص 473.
[11]. مجلسى، محمد باقر‏، بحار الأنوار، ج ‏37، ص 30، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ دوم، بیروت‏، 1403ق‏.
[12]. کلینى، محمد بن یعقوب‏، کافی، ج ‏1، ص 366، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق‏.
[13]. ابوالفرج اصفهانی، على بن الحسین، مقاتل الطالبیین، تحقیق، صقر، سید احمد، ص 383، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.
[14]. ابن طاووس، على بن موسى‏، مهج الدعوات و منهج العبادات‏، محقق کرمانى، ابوطالب، محرر، محمد حسن‏، ص 218، قم، دار الذخائر، چاپ اول، 1411ق‏.
[15]. مقاتل ‏الطالبیین، ص 367؛ بحار الأنوار،  ج ‏48، ص 170. «اینجا مردى از خویشاوندانم با گروهى شهید می‌شود که ارواح آنها جلوتر از بدن‌هایشان رهسپار بهشت می‌شود»
[16]. زرکلى، خیر الدین، الأعلام قاموس تراجم لأشهر الرجال و النساء من العرب و المستعربین و المستشرقین، ج ‏5، ص 293، بیروت، دار العلم  للملایین، چاپ هشتم، 1989م.
[17]. ابن أبی‌زینب، محمد بن ابراهیم، الغیبة، محقق غفارى، على اکبر، ص 253، تهران، نشر صدوق‏، چاپ اول، 1397ق‏.

آیا امام هادی(ع) فرزندی به نام سید محمد داشته‌اند؟ آیا امروزه ساداتی هستند که نسبشان به سید محمد برسد؟

جناب سید محمد یکی از فرزندان امام هادی(ع) است که کنیه‌ی ایشان ابوجعفر می‌باشد. وی در میان فرزندان امام هادی(ع) از چنان جایگاهی برخوردار بود که گمان می‌رفت، امام یازدهم باشد.

مشهور آن است که نسل امام هادی(ع) از دو فرزند ایشان؛ یعنی امام حسن عسکری(ع) و پسر دیگرشان، جعفر؛ معروف به جعفر کذّاب است و برای جناب سید محمد فرزندی ذکر نشده است. مرقد جناب سید محمد در منطقه «بلد» در نزدیکی سامراء واقع شده و به عنوان یکی از امامزادگان جلیل‌القدر، مورد احترام است.

این‌که سادات از کلاه، شال و دیگر پوشش‌های سبز استفاده می‌کنند، آیا مستند به منبعی در روایات است؟

این‌که رنگ سبز نشان علویان بوده سابقه تاریخی دارد، تا جایی که مأمون نیز بعد از اعلام ولایت‌عهدی امام رضا(ع)، دستور داد که به جای لباس سیاه، لباس سبز بپوشند.[1] البته این دستور منحصر به سادات نبوده و شامل تمام افراد – به ویژه افرادی که سمت رسمی داشتند – می‌شد.
امروزه هم گرچه نباید این رنگ را منحصر به افراد و گروه‌های خاصی دانست، اما استفاده سادات از آن به عنوان یک نماد ایرادی ندارد، با این شرط که مراقبت کامل انجام شود که از عنوان مقدس سیادت، سوء استفاده‌ای نشود.
در ضمن به نظر می‌‌رسد که انتخاب رنگ سبز برای پوشش افراد منتسب به اهل‌بیت(ع)، بر گرفته از آیاتی از قرآن باشد که لباس اهل بهشت را به رنگ سبز توصیف کرده است.[2]

[1]. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، محقق، مصحح، لاجوردی، مهدی، ج 2، ص 147، تهران، نشر جهان، چاپ اول، 1378ق.
[2]. «عالِیَهُمْ ثِیابُ سُندُسٍ خُضْرٌ». انسان، 21.

آیا افراد غیر سیّد می‌توانند از پوشش مخصوص سادات - مانند شال و کلاه سبز و یا عمامه سیاه - استفاده کنند؟

در روایات اهل‌بیت(ع)، لباسی به عنوان لباس ویژه سادات – که دیگران حق استفاده از آن‌را نداشته باشند – معرفی نشده است، اما اگر عرفی شکل گرفته باشد که پوشیدن لباسی نشانگر وابستگی به گروهی خاص باشد، استفاده از چنین پوششی برای دیگران – از آن‌جا که نوعی دروغ عملی به شمار می‌آید – جایز نیست، مگر این‌که فرد غیر سیّد، نه قصد معرّفی خود، به عنوان سیّد را داشته و نه عُرف چنین برداشتی را از پوشیدن این لباس داشته باشد.

ضمائم:

پاسخ دفاتر مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1]

حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):

صرف گذاشتن کلاه و شال سبز فی‌نفسه اشکالی ندارد، ولی اگر قصد اخبار به سیادت باشد، دروغ به حساب می‌آید.

حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

کسانی که منسوب به خاندان و خانواده‌هایی هستند که در مناطق سکونتشان معروف به سیادت نیستند، بلکه نسل اندر نسل معروف به خلاف آن هستند، جایز نیست ادعای سیادت کنند.

حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی (مد ظله العالی):

جایز نیست.

حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

افراد عام، از شال و کلاهی که نشانه سادات است استفاده ننمایند.

حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی(مد ظله العالی):

استفاده از علائمی که عرفاً مختص سادات است به گونه‌ای که انتساب به بنی هاشم تلقی شود برای غیر هاشمی جائز نیست.

 حضرت آیت الله هادوی تهرانی (دامت برکاته):

استفاده از لباسی که در عرف، مخصوص سادات است برای کسی که از ناحیه مادر یا پدر به سادات انتساب ندارد، حرام نیست؛ مگر آنکه این کار در عرف توهین به سادات محسوب شود یا باعث ایجاد جایگاه و تقدس غیر واقعی برای آن فرد شود.

لینک به سایت استفتائات

 


[1]. استفتا از دفاتر آیات عظام: خامنه‌ای، سیستانی، شبیری زنجانی، صافی گلپایگانی و نوری همدانی (مد ظلهم العالی) توسط سایت اسلام کوئست.

منابع

المشجرالوافی – آیت الله سید حسین موسوی
عمدة الطالب في نسب آل أبي طالب – الشريف جمال الدين أحمد بن عنبة
حدیقه الزهرا – سید علی عباس گیلانی الحسنی
مدرک الطالب فی نسب آل ابی طالب – سید قمر عباس الاعرجی الهمدانی
گلزار نقوی ریاض الانساب – سید مقصود نقوی
المشر من اولاد حسین الاصغر – سید قمر عباس الاعرجی الهمدانی
سادات پـــــارا – (عابدی سادات پارا) – سید نصر عباس حسینی
شجره طیبه سادات کراری ضلع اله آباد -سید ریاض الحسن تقوی
شجره طیبه – در انشاب سلسله سادات علویه رضویه – میرزا محمد باقر الرضوی / مهدی سیدی
بعلاوه شجره های دریافت شده از سادات گرامی که با منابع مطابقت داده شده

This post is also available in: English اردو

دکمه بازگشت به بالا